
امروز حسابی خسته شده ام . بعد از آن همه کار و مشغله فرصتی پیدا کردم تا روی مبلی که کنارِ شوفاژ دیواری گذاشته شده و از بقیه ی جاها گرمتر است ، لم بدهم .
نگاهم را به بیرون اتاق می دوزم و رقص دانه دانه ی برگها را هنگام افتادن از درختِ تویِ حیاط ،تماشا می کنم.
برچسب:
نویسنده: بهنام شریفی