
با سلام. اخیرا گاهی به وبلاگ بادافشان سر میزنم و از اینکه هیچ فعالیتی در آن نیست بسیار متأثر می شوم تا اینکه امروز مطلب سومین سالگرد درگذشت بانو موسوی را دیدم. خدا او را رحمت کند تا جایی که می دانم او بادافشانی نبود اما حداقل بیشتر مطالب و نوشته های سالهای اخیر وبلاگ مربوط به آن خدابیامرز بود.میدانم سمت و سوی فضای مجازی عوض شد اما بادافشان خلاصه شده در یکی دو پیام رسان داخلی و خارجی مثل روبیکا و اینستاگرام و البته هیچ مطلب درست و حسابی هم در آن نیست و منحصرشده است به یک سلام صبحگاهی و شاید اطلاع رسانی خبری. الان گاها مطالب سالهای دور وبلاگ(۱۰تا۱۲)سال پیش را میخوانم و به همراه تصاویری که از آن روزها در وبلاگ ثبت شده برایم کلی لذت دارد و حس نوستالژی عجیبی دارد. نمیدانم چه شد آن شور و حال و .....به هرحال کاش میشد وبلاگ فعالتر باشد و برو بچه های بادافشون بیشتر مطلب و تصویر و ... بگذارند.بادافشان با رفتن قدیمیهایش روزبه روز غریب تر می شود.این روزها شنیده ام دوتا از ساکنان ثابت بادافشان(داودحاج صمد و محسن حاج محمد حاج رضا) نیز از بادافشان مهاجرت کرده اند.همیشه آنها را تحسین می کردم که در بادافشان مانده اند و رونقی به روستا داده اند اما خوب آنها هم به دنبال سرنوشت بهتری رفته اند و برایشان آرزوی موفقیت دارم. درد دل زیاد است و احتمالا کسی هم نظرم را نبیند اما خودم کمی آرام شدم.بازهم برای خانم موسوی طلب آمرزش و مغفرت می نمایم.روحش شاد.
سعید رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهنام شریفی